بابک دربیکی: دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، روز دوشنبه، سی و یکم خرداد ماه ۸۹، در اولین نشست تخصصی تاریخ مجلس، طی سخنانی، به درسهایی که می توان از دوران های فترت و ضعف مجلس گرفت اشاره کرد و در عین حال بر اقتدار و استقلال مجلس اشاره نمود.
وی اشتباه استراتژیک مصدق را انحلال مجلس عنوان کرد که باعث شد تا خلاء به وجود آمده، کودتای ۲۸ مرداد را به انجام برساند. از همینرو او معتقد است که انحلال مجلس، کلید دیکتاتوری است.
رئیس مجلس همچنین فرمایشی بودن مجلس و عدم انتخاب نمایندگان واقعی مردم را همگام و همبسته با تقویت دیکتاتوری دانست. از همینرو بر استقلال و اقتدار مجلس تاکید کرد.
جملاتی که آقای دکتر لاریجانی دیروز بیان کردند، جملاتی کلیدی و حساس هستند که با گله ایشان از کسانی که هرگاه مصوبهای خلاف نظرشان تصویب می شود، می خواهند بنیان مجلس را به هم بریزند، وجهی کاملا به روز و سیاسی، به معنای واقعی آن پیدا می کند.
سخنان لاریجانی از این منظر که رئیس مجلس از اقتدار و استقلال مجلس دفاع کند، چندان تازگی نداشته و یا دور از انتظار نیست اما از این منظر که از شرایطی در کشور گله کند و این سخنان را در پاسخ به آن ها بیان نماید بسیار مهم می نماید و به نظر می رسد خواسته و یا ناخواسته به دنبال باز شدن باب دیالوگی در این زمینه با جامعه است.
اقتدار مجلس در دوره پیشین به شدت تحت تاثیر روابط تنگاتنگ آن با دولت جناب آقای احمدی نژاد بود و از همین رو برخی منتقد کارکرد مجلس از این جهت شدند که مجلس از جایگاه نظارتی و منتقدانه خود دور شده است. گرچه همواره تعامل با قوای دیگر امری طبیعی و در عین حال نسبی است و نمی توان حکمی مطلق درباره آن صادر نمود، در عین حال افراد بنا به انتظارات و گرایشات خود می توانند، کارکردهای متفاوتی را از مجلس بخواهند. با این حال دفاع از حقوق ملت و اقتدار به ویژه در ابعاد نظارتی، موضوعی است که با بررسی روابط و کارکرد مجلس کاملا قابل درک است.
مجلس، قوه قانون گذاری صرف نیست. قانون گذاری باید حتما ابعاد نظارتی قوی داشته باشد وگرنه اساسا وضع قانون که ضمانت اجرایی نداشته باشد، فایده ای ندارد. متاسفانه مجالس کشور در مواردی و در برهه هایی از تاریخ، به دلایل مختلف از جمله مصلحت اندیشی هایی که گاهی در پس پرده و نه در شفافیت مذاکرات صورت گرفته، نه تنها از ابعاد نظارتی که حتی از بعد قانون گذاری مناسب و متناسب با نیاز و خواست عموم جامعه نیز فاصله ای جدی گرفته است.
نگرانی دکتر لاریجانی درباره اقتدار و استقلال مجلس، نه تنها به فشار از بیرون و قوای دیگر باز می گردد که باید در درون مجلس نیز جستجو شود. بنا به گفته خود ایشان، اقتدار و استقلال مجلس زمانی دچار مشکل و بحران بوده که نمایندگان واقعی مردم در آن حضور نداشته و یا به دلایل مختلف برای استیفای حقوق مردم وارد عمل نشده اند. لذا یک رکن مهم، همان وضعیت درونی مجلس است. لذا مجلس برای حفظ استقلال خود که در واقع ضامن استقلال کشور است، باید به وضعیت درونی خود توجه ویژه ای نماید.
در زمان های حساس که جامعه طالب پاسخ مناسب مطالبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود است، مجلس باید پاسخگوی مردم باشد. این وضعیت درونی همبستگی مستقیمی با اعتماد جامعه به این نهاد دارد. چنانچه مجلس با عدم کارکرد مناسب خود نتواند اعتماد اجتماعی و در نتیجه حمایت ذهنی و عینی مردم را کسب نماید، بدیهی است در مقابل نهادهای دیگر حاکمیت دست بالا را نداشته، ضعف و سستی خواهد داشت. همین امر، باعث می شود تا مجلس، نه تنها اقتدار بلکه از نظر مشروعیت (در اذهان عمومی) نیز زیر سوال برود. بعید است اگر مجلس اقتدار لازم را داشته باشد، کسی جرات نزدیک شدن به این حریم را پیدا کند.
اعتماد مردم و کارکرد مجلس، امری دو طرفه است که سد محکمی را در تعامل مناسب با یکدیگر در برابر متجاوزان خارجی به استقلال کشور به وجود آورده و همچنین می تواند از حقوق داخلی مردم صیانت کند. به همین جهت، حرکت به سمت خواست ها و مطالبات عمومی، و تلاش برای کسب اعتماد بیشتر در جامعه، همواره امری بسیار حیاتی برای منتخبان مردم است.
آقای دکتر لاریجانی! نه تنها انحلال مجلس، کلید دیکتاتوری است بلکه ضعف و همراهی های نامعقول و نامتناسب و غیر نقادانه با برنامه های قوای دیگر نیز زمینه ساز دیکتاتوری خواهد شد. برای دفاع از مردم و صیانت از مردم باید به خواست ها و مطالبات مردم توجه کرد و ابعاد نظارتی را قوی تر کرد و فضا را برای طرح عمومی مطالبات مردم در جامعه باز کرد. نه تنها در غیاب مجلس بلکه در غیاب مردم هم دیکتاتوری حاکم می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر