به سوی کدام فردا؟

" جورج سانتایانا " ، فیلسوف معاصر آمریکایی می گوید: " آنها که گذشته را به خاطر نمی آورند، محکوم به بازسازی آن هستند " ... عمیق شدن بدین کلام، رابطه ی میان گفته ی سانتایانا و احوال کنونی حکومت ایران را بهتر مشخص می کند... هر چند که برای اهالی قدرت ایران نه راستی کلام مد نظر است و نه سلامت گوینده. برای قدرت مدارانی که تمام آمریکا با جنبه های گوناگونش را تنها در کلمه ی " دشمن " خلاصه می کنند، بی شک گفته ی این فیلسوف آمریکایی هم نشانی از دشمنیت و ناهم سویی دارد...

اما رها از برداشت های حکومت از این جمله، کنون می خواهیم از این گفته گریزی بزنیم به برنامه ای که چندی پیش بر روی آنتن تلویزیون ملی ایران رفت. " به سوی فردا " عنوان برنامه ای بود که چندی پیش و تنها برای مدت کوتاهی از شبکه ی سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.

این برنامه که در راستای تعادل جو سیاسی ایران و کاهش فشارهای وارد بر طیف تمامیت خواه تدارک دیده شده بود، سعی داشت تا در مناظراتی مستقیم میان چهره های راست و چپ سیاسی، دورنمایی از فردای ایران ( به روایت عنوان برنامه ) را به تصویر بکشد. در این برنامه البته چهره های برتر سیاسی از اردوی اصلاح طلبان مجال حضور پیدا نمی کردند و تنها افراد درجه دو و سه ای که مرعوب جو حاکم بودند در مقابل چهره های درجه ی اول جناح تمامیت طلب قرار می گرفتند. مجری این برنامه که در سایت های طرفدار دولت با پسوند " دکتر " معرفی می شود نیز از جمله ی ضعف های برنامه بود. سابقه ی وحید یامین پور در حمایت از ولایت و اطاعت مطلق از سیستم حاکم بر کسی پوشیده نیست، به همین جهت مجال بی طرف ماندن از این برنامه ی تلوزیونی گرفته می شد. دیگر از این ها هم، مباحث مطرح شده در این برنامه تنها تا حدودی واکاوی می شدند. حدودی که بی شک، پیشتر از جانب سیاست گذاران دولت کودتایی مشخص و معلوم شده بود... تمام این مسائل باعث شده بود که کنترل گفت و گو ها در دست برنامه سازان باقی بماند و بحث به اصطلاح اهل فن به بیراهه های خطرناک نرود.

اما سران حکومت حتی اندک انتقادهای مطرح شده در این برنامه را هم تاب نیاوردند تا در کوتاه مدتی بساط این برنامه برچیده شود و تلویزیون ملی ایران، همان تلویزیون بسته ی دولت کودتایی باقی بماند.

آری! در روزگار امروز مجال نقد خردمندانه دولت برای هیچ یک از فعاین مدنی ایران مهیا نیست. تلوزیونی که بنا بود آیینه ی تمام نمای جامعه باشد و در خدمت مصالح ملی و نفع عمومی، تنها به ابزار رسانه ای حکومت تبدیل شده و در راستای ترویج دروغ های دولت گام بر می دارد. هیچ به ریسک زندگی شاغلین در صدا و سیمای ایران فکر کرده اید؟ افرادی که نمی توانند حتی یک گام در خلاف خواست دولت و نماینده ی ولی فقیه در صدا و سیما بردارند. براستی کجاست آزادی مطبوعات و کجاست آن رفات اسلامی و تبلیغاتی که حکومت از انسانیت و مهرورزی می کند؟ این است معنای مهرورزی؟

سوال های مطرح شده در این مقال و هزاران سوال دیگر اینچنینی، جرقه ای در ذهن ایجاد می کنند تا اوضاع و احوال جامعه ی اهل اندیشه ی ایران را هم مروری دوباره کنم. آن زمان که دانشجویان و دیگر اهالی اندیشه ی ایران با دستان خالی در مقابل مزدوران مسلح رژیم قرار می گرفتند… آن خیابان های خونی و روزهایی که پاسخ گل به گلوله داده می شد… پس از آن هم بحث فیلترینگ شدید اینترنت و زندانی شدن و آوارگی روزنامه نویس ها و بلاگرهای ایرانی… براستی حکومت از چه باک دارد؟ ترس از ارتباط مستقیم، مسدود کردن راه های ارتباطی ایران با دنیای آزاد و آزار و اذیت اهل قلم... اینها همه از برای چه؟ آقایان در کجای تاریخ سراغ دارید که حق و حقیقت برای ماندگاری بیشتر به خشونت و جنگ و اسلحه روی آورد؟

با این اوصاف، چه دورنمایی از ایران جمهوری اسلامی می توان ترسیم کرد؟ بی شک این گذشته است که چراغدار راه آینده است، نگاهی به گذشته ی حکومت و امروزش، دور نمایی از فردا هم به دست می دهد... براستی حکومتی که گفت و گوی شبه آزاد دولتی را هم سانسور می کند و از سایه خویش نیز وحشت دارد، چه آینده ای در فردای مدرن دنیا می تواند داشته باشد؟

آقای رهبر! خوب است به این توهم کهن سال پایان دهید تا لااقل دینی که می گویید دغدغه ی نخستین شما است، برای فردای جونان ما، مقدس و محترم باقی بماند و خاکی که سالهاست میزبان ایرانیان بوده، همچنان نعماتش را از ما دریغ نکند...

حالی خوش کن این دل پر سودا را...

عاقبت الامر، سال 88 نیز با تمام پستی و بلندی هایش به سر آمد. سالی که با شور و شوق و دنیایی آرزو و امید به تغییر آغازیدن گرفت و در نهایت با دلی گرفته از مرگ جوانان سبز وطن ، داغ مادران سیاه پوش و آوارگی و بی خانمانی هزاران قلم به دست ایرانی به سر آمد...

اما با تمام این دشواری ها باز هم نوروز در راه است... بهار درنگ نمی کند و هیچ نیرویی نمی تواند در مقابل لطافت طبیعت ایستادگی کند. زمستان با تمام نومیدی ها و خشونت هایش سرآخر چاره ای جز رفتن و فراموشی ندارد و این قصه البته در نگاه هشیاران جای تامل فراوان دارد.

سال گذشته بر مردم ایران زمین بسیار دشوار آمد. شور و شوقی که قد نکشیده به نیستی محکوم شدند، رای های که دزدیده شدند، اعتراض هایی که به خون جوانان پاک ایران سرخ شدند... اینها همه بودند و چیزهای دگر هم...

طبیعت از دیرباز بزرگترین معلم بشر بوده است. هرآنچه بشر آموخته است، جوری از طبعت الهام گرفته شده... و حال این طبیعت است که با سرسبزی و تعادل خویش به ما می آموزد که از پس هر زمستان سختی خواهی نخواهی بهاری در انتظار است. زمین سرد، روزی پر ز جوش خواهد شد و هوای گرفته به اندک صبری پرخروش...

از سر انصاف اگر نگاه کنیم، از سالی که گذشت بسیار به دست آوردیم. سال گذشته، به همت جوانان آگاه ایران، تصویری تازه از ایران برای مردم دنیا ساخته شد. مردم ایران به صلح طلبی و ایستادگی شان در دنیا چهره شدند. آن نگاهی که ایران را به چشم حکومت تمامیت طلبش می دید از سر مردم ایران جدا شد... تا جایی که سرآخر " ایرانی " در قاموس زبانهای غربی، مبارزه ی صلح آمیز معنا شد...

حکومت هم اندک آبروی خویش را سودا کرد تا مردم دنیا و سیاست مداران غربی، با چهره ی واقعی و خشن اش آشنا شوند. تا دنیا بداند، حساب مردم صلح طلب و آرامش خواه ایران از حکومت زور و جور جداست.

آری، کنون در آستانه ی سال نو قرار داریم و بنا نداریم تا با مرور حوادث تلخ گذشته کام شیرین بهاری مان را تلخ کنیم. در سال گذشته هر گاه مجال نوشتن و گفتنی بود، گفتیم و نوشتیم. به پلیدی ها اعتراض کردیم و دست هایی که برای طلب حق گره شده بودند را به گرمی فشردیم... کنون در این کوته نوشته بهاری، بناست تا تنها از امید به به شدن بگوییم و شعر شاعر را در ذهن بگردانیم که گر روزگار خوشی مان بر جای نماند و دوام نیافت، بی شک این روزگار سیاه و تیره هم تاب ماندن نخواهد آورد... که گفته اند و دیده ایم که چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند...

رهبران جنبش سبز، سال آینده را سال صبر و استقامت نامگذاری کرده اند. صبری که در فرهنگ باستانی ما فعلی خدایی و آسمانی است و راهگشای تمام حاجت ها... آری راه دشوار مبارزه با استبداد، راهی بس دراز است و گام نهادن در این راه صبر بسیار می طلبد... در این دشوار بیابان اگر به شوق کعبه ی آزادی قدم نهاده ایم، برماست تا از سرزنش خار مغیلان باکی به دل راه ندهیم...

سال گذشته هر قدر هم دشوار و سخت بوده باشد، باز به جهت مبارزه ی همگانی با دروغ و تزویر، ارزشمند است و مستحق تکریم... هم این امید که در دل ها زنده شد. هم این بغض ها که گریسته شد. هم این دست ها که گره شد. هم این زمستان که سر آمد و هم این مصائب که روزی شیرین خواهند شد.

بهار را به فال نیک خواهیم گرفت و دست از مبارزه بر نخواهیم نکشید که زندگی یادمان داده، حق به پیروزی محکوم است و هیچ قدرتی نیست که یارای چیره شدن بر حقیقت را داشته باشد.

سال نو بر تمام شما ایرانیان نازنین نکو و میمون. باشد تا به آینده ای نزدیک شادی جای غم هامان را پر کند و خنده و مهر، از نو به چهره مان نشیند...

مناظره وبلاگی / چه کسی دروغ می گوید ...

قصد انتشار مطلبی در خصوص تفاوت سیاست در ایران و امریکا و جامعه و مردم دو کشور را داشتم اما صبحت های روز گذشته ام با پزشک متخصصی که خود را حامی میرحسین موسوی می دانست و مخالف احمدی نژاد باعث شد انتشار مطلب فوق را چند روزی عقب انداخته و به بررسی دلایل مخالفت این پزشک متخصص بپردازم

این دوست پزشک (البته همان دیروز تازه با هم آشنا شدیم) دلیل مخالفت خود را با احمدی نژاد دروغ گو بودن وی می دانست و می گفت میرحسین آمد تا با این دروغ ها مبارزه کند و البته حالا که همه مسئولین و نظام از احمدی نژاد دروغ گو حمایت کرده دیگر هیچکدام را قبول ندارم و همه را نامشروع می دانم

با توجه به مطالب فوق بر آن شدم تا بصورت دسته جمعی در وبلاگ به بررسی موضوع دروغ ها بپردازیم و

اینکه چرا احمدی نژاد را دروغگو می نامند

می خواهم بدون هیچگونه قصد و موضع گیری هر آنچه از سوی شما در خصوص دروغ های احتمالی احمدی نژاد و مهندس موسوی بیان می شود را منتشر کنم ... / البته با سند ::: یعنی مطالب بیان شده دارای فایل صوتی و یا تصویری وبوده و یا مصاحبه ها و اخبار منتشر شده توسط خبرگزاری های رسمی باشد

برای شروع یک مورد از مطالب منتصب به دکتر احمدی نژاد و یک مورد از مطالب منتصب به مهندس موسوی را منتشر می نمایم

:

دروغ های احمدی نژاد

به نقل از خودم // فیلم و فایل صوتی از احمدی نژاد منتشر شده مبنی بر اینکه وی در خصوص سخنرانی خود در سازمان ملل جمله ای گفته مبنی بر اینکه من در زمان سخنرانی هاله نوری را در اطراف خود احساس کردم ... احمدی نژاد بعدها این موضوع را تکذیب کرد / این مورد از سوی مخالفان وی به یکی از دروغ های احمدی نژاد معروف شد

پاسخ مازیار به موضوع هاله نور // احمدی نژاد هاله نور را دروغ نگفت

چون نزد جوادی آملی نمی گوید "هاله نور" می گوید یک نفر می گفت نوری دور تو را گرفتهوقتی هم کامران نجف زاده پرسید و دکتر تکذیب کرد کامران پرسید "هاله نور" و دکتر هم "هاله نوری را که به زبان نیاورده بود" تکذیب کرد. و هم چنین در مناظره با کروبی هم همینطور.
کروبی گفت شما گفتی نوری دورت رو گرفته بوده در حالی که دکتر گفته بود "یک نفر گفت دور تو را نور گرفته

در اصطلاح به این می گویند "توریه

یعنی طرف عین آن جمله را نگفته و تکذیب آن هم شرعا مشکلی ندارد و دروغ نیستدر روایات تاریخی موارد فراوانی از توریه را داریم

به نقل از سعید // یکی از شعارهای انتخاباتی دکتر احمدی نژاد برای انتخابات دولت نهم این بود که نفت را بر سر سفره های مردم می آورم عین همین جمله اس فکر نمی کنم کسی باشه که بگه نه این نبوده
اما در گفتگوی ویژه خبری وقتی مجری برنامه این سوال را از دکتر پرسیدند که این شعار چه شد(البته با لحن خیلی مودبانه) ایشان با خونسردی تمام گفتن که من همچین چیزی نگفتم

به نقل از سعید // دروغ دیگر دکتر احمدی نژاد این بود که در رادیو گفتگو وقتی از ایشان پرسیدند که بدترین خاطره شما چیست ایشان گفتند که بدترین خاطره من دیدار رییس جمهور وقت ایران(دکتر خاتمی) با رییس جمهور فرانسه ژاک شیراک است که ژاک شیراک بالای پله ها ایستاد و منتظر شد که آقای خاتمی آن پله ها را تا بالا برود تا به ژاک شیراک برسد. // آقای سعید می گویند در این سفر شیراک تا پایین پله ها به استقبال آقای خاتمی آمده است ... توضیحات ماکل ایشان در بخش نظرات

به نقل از آقای سعید // دکتر محمود احمدی نژاد در یکی از فیلم های انتخاباتی خود برای ریاست جمهوری دولت نهم گفتند که آیا مشکل جوانان ما این است که موی سرشان از روسری بیرون است؟
آیا مشکل جوانان ما این است که موهای سرشان را به مدل های خاصی در می آورند؟
چرا ملت را ذلیل می کنیم؟ چرا ملت را خوار می کنیم؟ و.......
اما تاریخ شروع به کار گشت ارشاد با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد یکسان شد.
(من اصلا بحثم این نیست که گشت ارشاد خوبه یا بد من فقط حرف آقای دکتر رو گفتم)
بعضی ها می گویند که گشت ارشاد در حوضه اختیارات رییس جمهور نیست و تنها در حوضه اختیارات رهبری و نیروی انتظامی است که 2 جواب برای این دفاعیه است اولا این که اگر در حوضه اختیارات رییس جمهور نیست چرا ایشان در شعار انتخاباتی خود کاری را که اصولا در حوضه اختیاراتشان نیست تبلیغ می کنند
ثانیا اگر دست رییس جمهور نیست پس چرا در زمان دکتر خاتمی و قبل تر از این خبرها نبود؟
چون قبل از اینها هم بسیاری از مسئولین از وضعیت حجاب انتقاد می کردند

:

دروغ های موسوی

به نقل از خودم // میرحسین موسوی در سخنرانی تبلیغاتی خود در تهران عینا جمله ای بیان نمود //آیا دیکتاتوری غیر از این است که کسی روبه روی قانون بایستد// وی پس از انتخابات طبق قانون عمل ننمود

به نقل از سعیدنیا // برخورد منطقی و قاطع با یک پدیده ناروا یک مسئله است این که ما بعضی از مرزها را درنوردیم و به فراتر از آن برویم و با این کار خودمون انسجام ملی خودمون را از دست بدیم ارزش های بنیادی خودمون را مورد تهدید قرار بدیم اون سرمایه اجتماعی عظیمی را که داریم مورد تهدید قرار بدیم اون یک مسئله دیگر است آنچنان مسئله روی صندلی نشستن اهمیت پیدا کرده که من براحتی می توانیم اون سرمایه های گرانبها را نفیش بکنم.

به نقل از حامی // من میرحسین موسوی به صحنه آمده ام آمده ام تا وسیله ای باشم برای بازگرداندن اقتدار - عزت و هویت ایرانی

به نقل از سعیدنیا // آدم که خود محور نباشه از قانون فرار نمیکنه از قانتون استقبال میکنه دوست هم نداره قانون را میره از راه قانونی حلش میکنه // اعلام شده در مناظره تلویزیونی با احمدی نژاد

به نقل از سعیدنیا // یکی از مهمترین انگیزه های من برای ورود به صحنه انتخابات همین مسئله گریز از قانون است // اعلام شده در مناظره تلویزیونی با احمدی نژاد

به نقل از سعیدنیا // ما دوست داشتیم که ایران یک نقشی داشته باشه به عنوان قدرت اول منطقه و دوست داشتیم در جهان اثر گذار باشه // اعلام شده در مناظره تلویزیونی با احمدی نژاد

به نقل از مجید عسگری // میرحسین در میان مردم در مسجد قبل از انتخابات اعلام کرد
من میرحسین موسوی به صحنه آمده ام آمده ام تا وسیله ای باشم برای بازگرداندن اقتدار - عزت و هویت ایرانی

به نقل از کریمی // یکی از دلایل اصلی من برای حضور قانونگریزی فعلی است من معتقدم استبداد صغیر بدلیل پشت کردن به قانونه که شما میگید و عادت دادن مردم به اینکه میشه قانون را شکست
این سخنان را میرحسین در مناظره قبل از انتخابات در مقابل احمدی نژاد بیان کرد در حالی که احمدی نژاد را به بی قانونی متهم می کرد

به نقل از خاتمی نیوز // از بزروگترین دروغ های میرحسین که رسوا شد ولی به دلیل فقدان رسانه ای مانور خوبی نداشت جریان شهیده سازی از دختری بنام سعیده پور آقایی بود
مخالفین نظام هزار بار تا کنون فیلم قتل ندا آقا سلطان را پخش نموده اند ولی تا کنون فقط یکی دو بار در برخی رسانه های حامی نظام جریان پور آقایی افشا شده است
شهیده ای ساختگی که میرحسین بالای سر قبر خالی وی چه گریه ها که نکرد و چه عکس ها که نگرفت ...

این مطلب و در واقع این طرح شاید مخالفینی داشته(مثل مناظره های به سوی فردا که موافق و مخالف دارد) و بگویند این بحث ها دیگر به اتمام رسیده و تکلیف معلوم شده اما بنظرم هنوز هم جای بحث و بررسی وجود دارد

بخش نظرات باز است /// لطفا از انتشار مطالب توهین آمیز و رکیک خودداری کنید و حمایت خود را از آزادی بیان به نمایش بگذارید

نرمش بدون سازش میرحسین

بیانیه اخیر میرحسین موسوی ، نامزد معترض انتخابات دهم ریاست جمهوری را که به مناسبت حوادث عاشورای تهران صادر شد را می توان در یک کلمه"نرمش بدون سازش" از سوی میرحسین توصیف کرد.

موسوی سعی می کند با به رخ کشیدن این نکته که "بدون اطلاعیه وبیانیه" هم "مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است"، به "هواداران نظریه دستگیری فوری موسوی-کروبی" بگوید دستگیری او، کروبی و حتی خاتمی فایده ای برای برای فرونشاندن فتنه بعد از انتخابات خرداد 1388 ندارد.


برخلاف بیانیه های سابق، میرحسین از موضوع "تقلب در انتخابات ریاست جمهوری" سخن نمی گوید، بلکه آشفتگی ها و بحران های امشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم‌تر می شود را به رخ مخاطبان خود در نظام می کشد.

موسوی در این بیانیه، نوک حمله خود را متوجه "صداوسیما" کرده است، میرحسین در این بیانیه، دو بار به صراحت، صدا و سیما را با صفت "بی عقل" معرفی می کند، صداوسیمایی که از نظر موسوی مهمترین عامل "به رسمیت نشناختن بحران جدی در کشور است" و تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد.


موسوی برای اولین بار پیشنهاد "آشتی ملی" را می دهد اما بسیار دقت می کند این پیشنهاد آشتی جویانه از نظر هوادارانش، "سازش" تلقی نشود.

موسوی در این باره تصریح می کند:"راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده‌ای توبه کنند و عده‌ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است"

به نظر می رسد اصلی ترین فراز بیانیه موسوی در اولین گزینه پیشنهادی اش برای رفع بحران موجود نهفته باشد، میرحسین موسوی تلویحا ایده "عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد" را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند.

آن جایی که می نویسد : "اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد." معنی این "مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده" در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز "تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی" باشد.

جالب این است که موسوی برای ترغیب تصمیم گیران نظام به عملی شدن این ایده، صرفا این پیشنهاد را "دلسوزانه و حکیمانه" مطرح می کند و برای آسان شدن تحقق ایده عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد، اجرای آن را بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و دادوستد سیاسی و ..می داند.


موسوی در این باره نوشته است:همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می‌تواند اجرایی شود.

سایر پیشنهادات موسوی همچون آزادی زندانیان سیاسی و اصلاح سازوکارها و قوانین انتخاباتی و رفع محدودیت رسانه ها و...عملا تکرار راه حل های هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر 1388 است و چیزی افزون بر آنها ندارد، نکته دیگر این است که میرحسین بعد از هفت ماه به این نتیجه رسید که "فهرست پیشنهادات خود برای آشتی ملی" را عرضه کند، ولی هاشمی رفسنجانی در اولین تریبون عمومی که بعد از انتخابات پرچالش ریاست جمهوری یافت، پیشنهادات خود را مطرح کرد.

به بیان دیگر ، میرحسین پایان "آبرومندانه" جنبش سبز و پایان مسائل بعد از انتخابات را در گروی کنار زدن دولت محمود احمدی نژاد توسط نهادهای قانونی نظام معرفی می کند.

همسر جعفر پناهی پس از یک ماه از بازداشت آقای پناهی توانست با او دیدار کند

همسر جعفر پناهی پس از یک ماه از بازداشت آقای پناهی توانست با او دیدار کند طاهره سعیدی، همسر جعفر پناهی، فیلمساز ِ دربند ِ ایرانی می گوید پس از یک ماه، سرانجام توانسته روز سه شنبه (دیروز) با همسرش در زندان اوین ملاقات کند.جعفر پناهی کارگردان سرشناس ایرانی، از دهم اسفندماه گذشته، در بازداشت به سر می‌برد و از جمله زندانيانی است که در نوروز نيز به او مرخصی داده نشد.خانم سعیدی می گوید «اتهام خاصی به آقای پناهی وارد نکرده‌اند و تنها از ایشان سئوال می‌شود، و ایشان هنوز در مرحله بازجویی است.» وی همچنین گفت در ملاقات با آقای پناهی، دختر و مادر ایشان هم حضور داشته اند. جعفر پناهی فیلمساز ۴۹ ساله و خالق آثاری چون «بادکنک سفید»، «آینه»، «دایره»، «طلای سرخ» و «آفساید» است که تاکنون از جشنواره‌های معتبری چون کن، ونیز و برلین جوایز معتبری دریافت کرده، اما از اکران اغلب فیلم‌هایش در ایران توسط وزارت ارشاد اسلامی جلوگیری شده است.

آمریکا خواهان تصویب قطعنامه تحریم های جدید ایران در چند هفته آینده است

آمریکا خواهان تصویب قطعنامه تحریم های جدید ایران در چند هفته آینده است رییس جمهوری آمریکا باراک اوباما می گوید امیدواراست طی چند هفته ی ِ آینده، دور چهارم تحریم های ایران، به دلیل فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی، تصویب شود.آقای اوباما سه شنبه (دیروز) در کنفرانس خبری مشترک با رییس جمهوری فرانسه نیکولا سرکوزی در واشینگتن گفت مذاکرات با متحدان بین المللی آمریکا برای تصویب دور چهارم تحریمهای سازمان ملل علیه ایران ادامه دارد. «امید من این است که در همین فصل بهار کار را تمام کنیم. در نتیجه من خیلی موافق این نیستم که چند ماه منتظر تحریم های جدید باشیم بلکه بیشتر موافقم که در چند هفته به این تحریم ها برسیم. »آقای اوباما همچنین گفت پیآمدهای ایران ِ مجهز به سلاح اتمی در منطقه قابل قبول نیست و افزود اگر تهران راه دیپلماتیک را انتخاب کند، این راه هنوز باز است.

دانشمند اتمی ناپدید شده ی ایرانی به آمریکا پناهنده شده است

دانشمند اتمی ناپدید شده ی ایرانی به آمریکا پناهنده شده است به گفته شبکه ی تلویزیونی ِ اِی بی سی (ABC) آمریکا ، شهرام امیری، دانشمند اتمی ایرانی که از خردادماه ِ سال گذشته ناپدید شده بود،به آمریکا پناهنده شده و مشغول همکاری با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، «سیا» ست. این گزارش می افزاید ماموران اطلاعاتی آمریکا طی برنامه ای درازمدت موفق شدند از طریق یک واسطه با شهرام امیری در تهران تماس بگیرند و او را ترغیب به ترک ایران کنند. مسئولان «سیا» به این گزارش واکنش نشان نداده اند. برپایه این گزارش، شهرام امیری، پژوهشگر دانشگاه مالک اشتر، وابسته به سپاه پاسداران بوده و در سازمان انرژی اتمی ایران کار می کرده است. او سه ماه پیش از فاش شدن تاسیسات اتمی قم، در جریان سفر حج در عربستان ناپدید شد. وزارت خارجه ایران در آذرماه سال گذشته، عربستان سعودی را متهم کرد که شهرام امیری را ربوده و تحویل آمریکا داده است. به گزارش شبکه تلویزیونی ای بی سی، آقای امیری تمامی اطلاعا ت خود را درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی در اختیار آمریکا قرار داده است