حالی خوش کن این دل پر سودا را...

عاقبت الامر، سال 88 نیز با تمام پستی و بلندی هایش به سر آمد. سالی که با شور و شوق و دنیایی آرزو و امید به تغییر آغازیدن گرفت و در نهایت با دلی گرفته از مرگ جوانان سبز وطن ، داغ مادران سیاه پوش و آوارگی و بی خانمانی هزاران قلم به دست ایرانی به سر آمد...

اما با تمام این دشواری ها باز هم نوروز در راه است... بهار درنگ نمی کند و هیچ نیرویی نمی تواند در مقابل لطافت طبیعت ایستادگی کند. زمستان با تمام نومیدی ها و خشونت هایش سرآخر چاره ای جز رفتن و فراموشی ندارد و این قصه البته در نگاه هشیاران جای تامل فراوان دارد.

سال گذشته بر مردم ایران زمین بسیار دشوار آمد. شور و شوقی که قد نکشیده به نیستی محکوم شدند، رای های که دزدیده شدند، اعتراض هایی که به خون جوانان پاک ایران سرخ شدند... اینها همه بودند و چیزهای دگر هم...

طبیعت از دیرباز بزرگترین معلم بشر بوده است. هرآنچه بشر آموخته است، جوری از طبعت الهام گرفته شده... و حال این طبیعت است که با سرسبزی و تعادل خویش به ما می آموزد که از پس هر زمستان سختی خواهی نخواهی بهاری در انتظار است. زمین سرد، روزی پر ز جوش خواهد شد و هوای گرفته به اندک صبری پرخروش...

از سر انصاف اگر نگاه کنیم، از سالی که گذشت بسیار به دست آوردیم. سال گذشته، به همت جوانان آگاه ایران، تصویری تازه از ایران برای مردم دنیا ساخته شد. مردم ایران به صلح طلبی و ایستادگی شان در دنیا چهره شدند. آن نگاهی که ایران را به چشم حکومت تمامیت طلبش می دید از سر مردم ایران جدا شد... تا جایی که سرآخر " ایرانی " در قاموس زبانهای غربی، مبارزه ی صلح آمیز معنا شد...

حکومت هم اندک آبروی خویش را سودا کرد تا مردم دنیا و سیاست مداران غربی، با چهره ی واقعی و خشن اش آشنا شوند. تا دنیا بداند، حساب مردم صلح طلب و آرامش خواه ایران از حکومت زور و جور جداست.

آری، کنون در آستانه ی سال نو قرار داریم و بنا نداریم تا با مرور حوادث تلخ گذشته کام شیرین بهاری مان را تلخ کنیم. در سال گذشته هر گاه مجال نوشتن و گفتنی بود، گفتیم و نوشتیم. به پلیدی ها اعتراض کردیم و دست هایی که برای طلب حق گره شده بودند را به گرمی فشردیم... کنون در این کوته نوشته بهاری، بناست تا تنها از امید به به شدن بگوییم و شعر شاعر را در ذهن بگردانیم که گر روزگار خوشی مان بر جای نماند و دوام نیافت، بی شک این روزگار سیاه و تیره هم تاب ماندن نخواهد آورد... که گفته اند و دیده ایم که چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند...

رهبران جنبش سبز، سال آینده را سال صبر و استقامت نامگذاری کرده اند. صبری که در فرهنگ باستانی ما فعلی خدایی و آسمانی است و راهگشای تمام حاجت ها... آری راه دشوار مبارزه با استبداد، راهی بس دراز است و گام نهادن در این راه صبر بسیار می طلبد... در این دشوار بیابان اگر به شوق کعبه ی آزادی قدم نهاده ایم، برماست تا از سرزنش خار مغیلان باکی به دل راه ندهیم...

سال گذشته هر قدر هم دشوار و سخت بوده باشد، باز به جهت مبارزه ی همگانی با دروغ و تزویر، ارزشمند است و مستحق تکریم... هم این امید که در دل ها زنده شد. هم این بغض ها که گریسته شد. هم این دست ها که گره شد. هم این زمستان که سر آمد و هم این مصائب که روزی شیرین خواهند شد.

بهار را به فال نیک خواهیم گرفت و دست از مبارزه بر نخواهیم نکشید که زندگی یادمان داده، حق به پیروزی محکوم است و هیچ قدرتی نیست که یارای چیره شدن بر حقیقت را داشته باشد.

سال نو بر تمام شما ایرانیان نازنین نکو و میمون. باشد تا به آینده ای نزدیک شادی جای غم هامان را پر کند و خنده و مهر، از نو به چهره مان نشیند...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر