“دارا و ندار”ی که ندارایمان می کند!

خوشبختانه نه فرصتی بود و نه علاقه ی برای دیدن سریال هایی که قرار بود جماعت ِ ایرانی، عید را ساعت به ساعت با آن بگذرانند. اما این وسط چند نکته باعث شده بود که چند قسمتی از سریال دارا و ندارای مسعود ده نمکی را ببینم. بی تردید نه طنز سخیف و استفاده از کلمات نابجا دلیل دیدن بود، که اتفاقا سانسورهای بیب بیبکی فیلم هم بیشتر لوس و بی مزه بود. ردیف آفتابه ها و یا لهجه های دستمایه طنز شده هم طنازی نمی کرد. بازی تکراری اویسی هم که تکرار بود. مابقی ِ یک خروار بازیگر هم در زیادی بازیگران ِ به اصطلاح معروف سریال گم می شدند.

poster500

الحق که با این به تصویر کشیدن ها ثروت مملکتی مثل ماهی بیرون از آب در حال جان سپردن است

آنچه باعث می شد ببینم - در حد همین چند قسمت که شد - بازتولید ِ ادبیات ِ بدون شناختی بود که دولت فعلی دوست داشت که دوباره بابش کند. ادبیات ضد سرمایه و سرمایه داری ای که هرچه بی فرهنگ و نان به نرخ روزخور را در یک جا جمع می کرد. پولدارهایی که احتمالا زمین هایشان یک شبه گران شده است و قشر مرفهی هستند که هرچه از بی فرهنگی ِ تصویری بلدیم باید درباره شان به کار بگیریم تا سرمایه داری بشود یک لولویی که نمی دانم قرار است با آن چه کسی بترسد.

برای تحقیقاتی در زمینه توسعه رفته بودم ایلام. استانی که در رتبه بندی توسعه مندی آخرین جایگاه ها را دارد. مردمانی که دوست دارند تنها پشت میز کارمندی بنشینند و حتی کاسبی کردن هم برایشان به لحاظ منزلتی پایین محسوب می شود. میزان و درجه بیکاری جوانان در آنجا بالاست و دریغ از یک کارخانه و شرکت تولیدی که بتواند مردمان آن سرزمین را به کار بکشاند. آنهایی هم که هستند ترجیح می دهند کارمندانشان را از غیر بومی ها بیاورند. معدود کسانی که از جاهای دیگر حاضر شده اند سرمایه را به آن منطقه ببرند و کار کنند، مهمترین نکته ای که بازگو می کردند نوع نگاه مردم به داشتن ثروت بود. از دید ایشان کسی که ثروتی دارد که می تواند سرمایه گذاری بکند حتما حق دیگران را خورده و یا اینکه در زمره مذموم گردیدگان دینی و سنتی قرار گرفته است. این باورداشت و پنداشته چیزی بوده که به مراتب در مصاحبه و تحقیق با کارآفرینان بزرگ تر در جاهای دیگر نیز تایید شده است. باوری که هرگونه ثروت اندوزی را مطرود می داند و برای مبارزه با سرمایه داری با سرمایه دارانی مبارزه می کند که طبق تمامی قوانین توسعه ای و چشم انداز توسعه ای ما قرار است چشم انداز ِ خوبی از آینده مملکتمان برایمان به تصویر بکشند. نمی شود نیاز به سرمایه گذاری را در جامعه ای احساس کنیم، نمی شود بخواهیم امنیت سرمایه گذاری در جامعه ایجاد شود، اما به لحاظ فرهنگی به جنگ با سرمایه و سرمایه داران برویم. خواسته یا ناخواسته باورهای دینی و سنتی ما که شاید بعد از انقلاب تشدید هم شده است، تجمیع ثروت را به گونه ای عملی سخیف دانسته است، حالا بی فرهنگی ِ اغراق شده ای را هم که ممکن است همه جا و نزد همه کس باشد بخواهیم به آن بچسبانیم، نتیجه اش چه می شود خدا عالم است.

باور کنیم که نتیجه فرهنگی و اجتماعی اینگونه دیدن ِ قشری که قرار است ترغیبشان کنیم به مولد بودن و کارآفرین شدن، بدبینی ِ دیگران است و خروج و رحل ِ اقامت سرمایه شان در دبی و ابوظبی و بحرین و …

اینکه سیمای ما بلد نیست کارآفرین ها را به تصویر بکشد و تصویرسازی اش از این گروه از افراد یا متجملانی پول پرست است که در کاخ ها زندگی می کنند و ریخت و پاش می کنند، یا مردمانی یک شبه به ثروت رسیده، چیزی است که حکایت از موانع بسیاری بر سر راه توسعه این مملکت دارد. و البته هیچ جای تعجب نیست وقتی روشنفکر جماعتش به شیوه روشنفکران دهه شصت آلرژی ویژه ای به کلمه سرمایه داری دارند و محصلین خوبش از بهتر نقد کردن ِ توسعه شناخته می شوند. وقتی می دانیم که رفاه در پس سرمایه گذاری بیشتر است و قوانینمان هم آن را تایید کرده اند، اما دوست داریم به شیوه نظری و حتی بصری و مثلا برای به دست آوردن ِ دل آنهایی که با بی تدبیری ما درگیر ِ نداری هستند، تا می توانیم ثروت را مذمت کنیم و پولداری را بی فرهنگی ِ مفرط بخوانیم. در پس همه اینها همینی است که توسعه نیافتگی است. وگرنه کارآفرینانی داریم که صاحب بنگاه های بزرگی شده اند و از هیچ آن را ساخته اند و از قبِلشان خانواده ها تامین می شوند که حتما زندگی هایشان جذابیت های بصری هم دارد. درس آموزی هم که جای خود. اما در سیستم روشنفکرانه ما ایشان نباید که به تصویر کشیده شوند!



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر