پی ام قدیمی -90 -3

نامه يک پسر بچه به رئيس جمهور: ما فقيريم ، پدر و مادرم شب ها لخت مي خوابند پدر ما از گرسنگي شير مادرم را مي خورد و او را مي ليسد خانه ما کوچک است و پدرم مجبور است روي مادرم بخوابد و مادرم از درد تا صبح مي نالد.

 

آيا مي دانيد که کلمه "آکبند" يک کلمه من درآوردي از خطه آبادان است. قديما که آبادان، بندر مشهوري بود و مسير ورود اجناس انگليسي، گويا روي بسته‌هايي که در انگليس بسته‌بندي شده بودند مينوشته‌اند "UK Band" که به مرور زمان و با خلاقيت آبادانيهاي هميشه در صحنه، اين کلمه به "آکبند" تغيير هويت داده است، چيزي که سفت بسته بندي شده است

 

پيره زنه لخت ميره جلو شوهرش ميگه برات لباس عشق پوشيدم، پيرمرده ميگه: خوبه ولي کاش اتوش مي کردي

 

زنبور تو سينما ميره تو دامن دختره...اگه گفتي كجاشو ميزنه؟؟؟ فكر بد نكن بابا دست دوست پسرشو

 

انتخاب با توست : ميتواني بگويي صبح بخير خدا جان/ يا بگويي: خدا به خير کند صبح شده

 

من ميگم عاشقي سخته

تو ميگي سختيش رو تخته

من ميگم پاهاتو وا کن

تو ميگي تا دسته جاکن

من ميگم واسم عزيزي

تو ميگي اون تو نريزي

 

بچه ميره مهد کودک ، مامانش ميگه پسرم حرف بد ياد نگيريا! بچه ميگه کسخلم مگه،کس شعراي اون بچه کونيا رو به تو جنده بگم وتو هم خايه مالي کني وبه بابا بگي،اون ديوس کسکش هم بياد خوارمو بگاد

 

رشتيه ميره قهوه خونه ! يه دفعه يه لاته مياد تو، چاقو رو ميزنه وسط ميزه ميگه خار اينوريا رو گاييدم ، مادر اون وريها رو هم گاييدم !! يه دفعه رشتيه بلند ميشه ميگه آقا ببخشيد من خواهر ندارم ميشه اونور بشينم.

 

رمانتيك ترن جمله سال: سوراخ كونتيم كون بده درد بكشيم

 

سلام سلامتي مياره

سلامتي شادي مياره

شادي زندگي مياره

زندگي عشق مياره

عشق زن مياره

زن بچه مياره

بچه دردسر مياره

دردسر بد بختي مياره

پس سلام و کوفت، سلام و زهرمار، سلام و درد

 

marde be zane mige: azizam doost dari kojat bezaram? yoho bache az poshte dar mige baba baba kooonesh bezar emrooz kheyli aziyatam karde

گذشته را در آغوش بگير، اما در آن زندگي نکن...!

 

در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني

 

از سوسک مي ترسيم از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم ....از عنکبوت ميترسيم از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم......... از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم....... از سرما خوردگي ميترسيم از سرخورده کردن آدمها نميترسيم........ از شکستن ليوان ميترسيم از شکستن دل آدما نميترسيم ..........از اينکه بهمون خيانت کنن کنند ميترسيم از اينکه به ديگران خيانت کنيم نميترسيم

 

به فكر تنهايي نباش,تنهايي خودش تنهاست. تنها به فكر كسي باش كه بي تو تنهاست...

 

‎‎یه زن لخت سوار ماشین اصفهانیه میشه ، اصفهانیه همش زل زده بود و نگاش میکرد . زنه میگه چیه تا حالا زن لخت ندیدی ؟ اصفهانیه میگه : دیدم ، ولی کرایه منو کجاتون گذاشتین کلك

 

من 3 بار یادم رفته , 4 بار گم شدم , 2بار فراموش کردم , 3 بار هم سکته ناقص کردم , 1 بار هم مردم

 

قشنگیه عشق اینه که نتونی بهش برسی و بعدها خوشبختیشو ببینی ولی بدیه عشق اینه که از دستش بدی بعد بفهمی عاشقت بوده

رگ خواب این دل ، تو دست تو بوده ترک های قلبم، شکست تو بوده منو با یه لبخند ، به ابرا کشوندی با یک قطره اشکت ، به آتیش نشوندی

 

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون مير

 

يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کنم

 

وقتی فهمید میخوامش ، خندید و رفت

التماس رو تو چشام دید و رفت

با تمام خوبیهام اون بی وفا

رنگ غم تو چشام پاشید و رفت .

 

نيست ، نيست ، به جون خودم نيست ، گير دادي ميگم نيست ، خب چيکار کنم نيست ، عجب آدميه ميگم نيست ، باور کن لنگت تو دنيا نيست

 

دلبسته به سکه هاي قلک بودیم

دنبال بهانه هاي کوچک بودیم

رؤیاي بزرگتر شدن خوب نبود

اي کاش تمام عمر کودک بودیم

 

عشق فراموش شد رفت و تو دل آدم ها خاموش شد دیگر اثری از محبت نیست دنیا تیره گشت و غم فراوان شد خوشبختی دیده نمی شود در نگاه مردم مهربانی پر کشید و تو آسمان ها گم شد آخر لذت هوس شد فرشته عشق مرد خدا عصبی شد عشق فراموش شد زندگی غم به خود گرفت و خاموش شد...

 

در زندگی باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شیشه میكوبی ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بیایی

 

ختم کلام رفتی از این آغوش چه راحت // و باز منم تنها و خاموش چراغم

 

احمدي نژادخواب میبینه توجهنم توبغل گوگوشه. صدامیزنه این چه عذابیه؟خدابهش میگه خفه شواین عذاب تونیست عذاب گوگوشه

 

بد شانس ترین نسل تاریخ ایران، ما هستیم!... چرا؟ چون تو نوزادیمون شیر خشک نایاب شده بود… بچگیمونم كه دوران جنگ بود… دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن… نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید… رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن… فارغ التحصیل شديم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشدعاشق شديم گشت ارشاد رو سرمون خراب شد... ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد... ازدواج كرديم تورم كمرمونو شكست و روزگارمون سياه شد

 

بوس چيست؟يك جريان 220 ولتي كه اگر مدتش زياد بشه فيوز مركزي ميزنه بيرون

 

 ايران به زودي خودروي اسلامي ميسازه.مشخصات اين خودرو:هنگام حركت صلوات ميفرسته,اگه سرعت از80بالاتربره آيت الكرسي ميخونه,درصورت بروزحادثه فاتحه ميخونه,در صورت سوار شدن دوست دختر صيغه محرميت ميخونه

 

ضرب المثلهای قزوینی:

1- کون ما از بچگی مو نداشت.

2- کون داده از کیر سیاه و سفید میترسه.

3- با کون کون گفتن کمر آدم خالی نمیشه.

4- کیر توو کون نمیرفت کاندوم به دورش میبست.

5- کون نقد به از کس نسیه.

6- کون سفید سر سبز میدهد بر باد.

7- هر که کونش بیش حالش بیشتر.

8- کون برای دادنه ریدن بهانست

 

اجاق گاز سخنگو: کدبانو غذا آماده است (زن در حال آرايش...) بار دوم: خانم غذا آماده است (زن در حال آرايش...) بار سوم: جنده غذات سوخت!

 

راننده اتوبوس نزديک قزوين ميرسه ميگه : همه يه کپي از کوناشون بگيرن ميگن چرا؟ ميگه اونجا اصلشو پاره ميکنن

 

ترکه رو می برن واسه تبلیغات کفش گام .می گه: گام به گام با کفش گام هرکی نخره ننشو می گام

 

خواب ديدم هردومون رفتيم جهنم تورو انداختن تو وان عسل-منو تو وان،ان يه دفعه ندا آمد وقت تمومه همديگرو ليس بزنيد

 

از ترکه میپرسن مهمترین مشخصه میمون میدونی چیه؟ میگه: اینکه میتونه تا مقام ریاست جمهوری بالا بره

 

لحظه هایی هست در زندگی که دلم واقعا" برایت تنگ میشود من اسم این لحظه ها را "همیشه" گذاشته ام

 

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن از در نشد از پنجره، زوری خودت رو جا نکن آدمکای شهر ما، بازیگرایی قابلن وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می ذارن تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه شیطونک مغزای ما دلداده دورنگیه دلخوشی های الکی، وعده های دروغکی عشقاشونم خلاصه شد، تو یک نگاه دزدکی

 

سکوت را فقط با آوازي شيرين بشکن

 

فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ... فقر، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ... فقر، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند ... فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ... فقر، همه جا سر ميكشد ........ فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ... فقر، روز را " بي انديشه" سر كردن است

 

ایمان فاصله عشق های معمولی را از بین می برد و عشق های بزرگ و جاودانی را شدت می بخشد ، مانند باد که شمع را خاموش می کند و آتش را شعله ور می سازد

 

به يه پير زنه ميگن حاج اقا بخواد با شما سکس کنه چه طوري بهت ميفهمونه پير زنه ميگه :سوت ميزنه ميگن اگه شما بخواي چي؟ من ميگم حاجي شما بودي سوت زدي؟

 

معادله جالب: از سن خودت 20 سال کم کن. باقیمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از یک کم کن. اگه رنگ تیره رو دوس داری ضرب در 3 کن و اگه رنگ روشن رو دوس داری ضربدر 3.5 کن. نتیجه نهایی رو ول کن. حال خودت چطوره؟

زندگی با صدا شروع میشه بیصدا تموم میشه .. عشق با ترس شروع میشه با اشک تموم میشه .. دوستی

 

يه زن رشتي شكمش درد ميكرد و رفت دكتر. دكتر گفت: لطفا برويد در آن اتاق لخت شويد. بعد دكتره رفت براي معاينه و ديد كه زنه با لباس نشسته روي تخت و لخت نشده. دكتره گفت: خانم عرض كردم كه لخت شويد. زن رشتي گفت: آقاي دكتر... اين دفعه اوله، من خجالت ميكشم. اين دفعه رو اول شما لخت بشيد

 

ترکه ميره گل فروشي ميگه گل بنفشه دارين؟ يارو ميگه نه، ترکه ميپره و تخماي گلفروشه رو ميگيره، گلفروشه ميگه ولم کن، ترکه ميگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگير

 

بهش گفتم چقدر منو دوست داري؟ گفت اندازه جوهر خودکارم. گفتم خيلي نامرديه. آخه جوهر خودکارت که يه روز تمووم ميشه. يه لبخندي زد و گفت: خودکارم اصلا جوهر نداره

 

غضنفر داشته کباب درست مي کرده مي بينه يه گربه داره نگاه مي کنه داد مي زنه آي بلال شير بلاله

 

وصیتنامه وحشی بافقی روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد مرد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت آن جگر سوخته

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر